قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

107

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر بعضى از وقايع سال نهم از رحلت حضرت خاتم النبيّين ( ص ) چنانچه در تواريخ مسطور است ، از جملهء آن فتح تكريت و موصل است . تكريت شهريست كوچك ميان موصل و عراق . و در موصل حاكمى بود انطاق نام و در تكريت نشستى ؛ سبب آنكه آنجا حصارى بود محكم . چون سعد فتح مداين نمود انطاق به حصار تكريت متحصّن شد و جماعتى از عرب كه از مسلمانان گريخته و به مدائن رفته بودند . چون يزدجرد از مدائن برفت آن جماعت عرب با وى نتوانستند رفت ، به تكريت رفتند و با انطاق و سپاه روم در حصار تكريت متحصّن شدند . سعد خبر ايشان به عمر نوشت . عمر بفرمود كه : عبد اللّه بن معتم « 1 » را با شش هزار مرد به تكريت فرست . سعد چنان كرد و عبد اللّه بيامد و بر در حصار نشست . هرروز انطاق سپاهى بيرون فرستادى كه با عبد اللّه حرب كردندى و باز به حصار رفتندى . چهل روز لشكر اسلام بر در حصار بودند و در آن روز شصت و چهار جنگ كردند . و عبد اللّه دعوت آن جماعت عرب كه متحصّن شده بودند به صلح مىكرد و ايشان قبول نمىكردند . چون چهل روز تمام شد ، انطاق با روميان آهنگ گريختن كردند ، و آن جماعت عرب چون بر مضمون واقف شدند بعضى را بيرون فرستادند و عبد اللّه را آگاه ساختند از آن مضمون ، و ارادهء صلح كردند . عبد اللّه ، چون دانست كه روميان مىگريزند و اين جماعت عرب [ كه ] همه مسلمان شدند عبد اللّه را گفتند : ايشان فردا بخواهند رفت ؛ عبد اللّه گفت : من فردا شب به در

--> ( 1 ) . م ، ق : عبد اللّه بن المنعم ؛ ش : عبد اللّه بن اعظم .